مجله شماره 103

عباس قادری: فقط در عروسیها و مهمانیها میخوانم
مینو صابری: عباس قادری خواننده ترانههای مردمی یا به عبارتی کوچه بازاری در سال ۱۳۲۶ در تهران متولد شد. اوایل دههی پنجاه بود که با اجرای ترانههای، بدنام و زیارت (زوار) صفحهاش جزو صفحههای پرفروش آنروزها شد و نام عباس قادری بر سر زبانها افتاد.
عباس قادری دو دختر و دو پسر دارد که آهنگهای چهار آلبوم آخرش ساختهی فرزندش شهرام است. قرار بود با عباس قادری گفت و گوی مفصلی دربارهی فعالیت هنریاش و همچنین حال و هوای آن روزهای تآترها و کابارهها داشته باشم که به دلیل سفری که به خارج از کشور داشتند با ایشان تلفنی گفت و گوی کوتاهی انجام دادم. این روزها عباس قادری در حال اجرای برنامه در ایالات مختلف آمریکاست.
چند سال است که شما کار هنریتان را آغاز کردهاید؟
من کارم را از سال ۱۳۴۳ شروع کردم و نهایتا دیگر از سال ۱۳۴۵ کار من به صورت علنی شروع شد. آن وقتها که صفحه بود، چند آهنگ بر روی صفحه بیرون دادیم و گل کرد و تا به الآن هم ادامه دارد.
آن طور که من به خاطر دارم صفحه زوار و بدنام جزو صفحههای پر فروش بود و باعث شهرت شما شد.
قبل از صفحهی زوار (زیارت) دو آهنگ داشتم که صفحه شده بود به نام «چیزی که عوض داره گله نداره»، بعد از آن «زوار» و «بدنام». ترانه بدنام را برای فیلمفارسی خوانده بودم.
پیش از انقلاب چند نوار کاست از شما وارد بازار شد؟
آن زمان که نوار کاست بود من حدود ۹۰ کاست بیرون داده بودم که در هر کاست یک ساعته حدود ۸/۹ ترانه بود که به مردم عزیزمان ارائه میشد.
با کدام آهنگساز و ترانهسرا بیشتر کار کردهاید؟
من ۸۳۰ ترانه دارم که بیشتر آهنگهای آنها را آقای انوشیروان روحانی ساخته، همچنین با آهنگسازان دیگر چون آقایان ناصر تبریزی، ناصر آهنیان، سعید مهناویان و آهنگسازان دیگر کار کردهام. آقای قاسم رئیسنژاد که اکنون در هلند زندگی میکند آهنگهای زوار و بدنام را ساخته بودند.
بیشتر در کدام تآترها و کابارهها برنامه اجرا میکردید؟
سابق به این شکل بود که ما از سر شب حدود ساعت هشت و نه شب در تاترهای لالهزار برنامه اجرا میکردیم و از ساعت ده، یازده به بعد در چند کاباره بود که کار میکردیم. کاباره لوکولوکس، کاباره افقطلایی، کاباره مولنروژ... در میدان ونک هم جایی بود که بزمی بود و به آن کاباره داش آکل میگفتند در این جاها برنامه اجرا میکردیم.
زمانی که انقلاب شد تا چند وقت دست از فعالیت کشیدید؟
ما دست از فعالیت نکشیدیم، متاسفانه خیلی دوست داشتیم همانطور که در مملکت خودمان ماندهایم، در مملکت خودمان هم فعالیت هنری داشته باشیم.

متاسفانه افرادی که آنزمان بودند، موافقت نکردند که به چه خواننده چه هنرپیشه، چه شاعر، چه تهیه کننده اجازه کار بدهند که آقایان و خانمهایی که آنزمان کار میکردند باز بتوانند برنامه اجرا کنند.
این بود که متاسفانه ما در مملکتمان بودیم و فعالیت آنچنانی نداشتیم که مثلا سالن به ما بدهند که برای مردم عزیزمان کنسرت بگذاریم. متاسفانه ما فقط به مهمانیها و عروسیها و گودبای پارتیها میرفتیم. به صورت علنی نه.
الآن در ایران اجازهی خواندن دارید؟
در حال حاضر باز هم اجازه فعالیت آنچنانی نمیدهند، ولی به هر حال وقتی در ایران هستیم، عروسیها و مهمانیها میرویم. الحمدالله وضع کمی بهتر شده اما علنی اجازه نمیدهند که مثلا در یک سالن بزرگ برنامه داشته باشیم.
دستمزد شما برای مهمانیها و عروسیها چقدر است؟
ما همیشه ملاحظهی مردممان را میکنیم. آنهایی که دارند ویزیت ما را میپردازند. عدهای هم هستند که به من میگویند آقای قادری ما با ترانههای شما عاشق شدیم، ازدواج کردیم و ثمره ازدواجمان چند فرزند است، الآن هم بودجهمان ضعیف است و نداریم پول آنچنانی به شما بدهیم. ما هم این را واگذار به خودشان میکنیم و میگوییم شما هر چقدر دوست دارید بدهید تا دستمزد اعضاء موزیکمان را تامین کنیم.
ممنونم از مردم عزیزمان که ما را پذیرفتند و تحمل میکنند. ما هم عشقمان هموطنانمان هستند و دوست داریم تا آنجا که برایمان امکان دارد و میتوانیم کمکی به جامعه هنری موسیقی ایران بکنیم. به هر حال ما هم یک سهم کوچکی داریم و با مردم عزیزمان هستیم. منبع

بزرگداشت محمدعلی کشاورز برگزار شد

شصت و هفتمین برنامه شب های مجله بخارا که به محمد علی کشاورز بازیگر قدیمی و پیشکسوت اختصاص داده شده بود، با حضور جمعی از اهالی سینما و تئاتر و ادبیات در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
در ابتدای این مراسم علی دهباشی (مدیر مجله بخارا) با اشاره به برگزاری شب سینماگران ایرانی و خارجی در شب های مجله بخارا، گفت: مجله بخارا پیش از این در عرصه سینمای ایران و جهان شب بهرام بیضایی، امیرهوشنگ کاووسی، نصرت کریمی، لوئیس بونوئل و فاسبیندر را برگزار کرده است.
وی با بیان این مطلب که محمد علی کشاورز در خاطره جمعی مردم ایران هنرمندی صاحب سبک، محسوب می شود، افزود: نمایش ها و فیلم هایی که با نقش آفرینی های محمدعلی کشاورز ارائه شده، گواهی بر این مدعا است. کمتر هنرمندی این سعادت نصیبش می شود که در طول زندگی هنری خود بتواند دارای استیل و سبک خاص شود.
محمد علی کشاورز پس از پایان سخنرانی های مراسم، با سپاس و قدردانی از سخنرانان و برگزارکنندگان، گفت: از رضا سیدحسینی شروع می کنم. اولین بار با او از طریق کتاب ادبیات کلاسیک ایران آشنا شدم. همینطور از دکتر صنعتی یاد می کنم که از پیش از انقلاب با هم کار کردیم و ایشان خیلی روی من تاثیر داشتند، چون من هر نقشی که بازی می کردم باید جنبه های روان شناسی آن را می فهمیدم و فضای کار و روابط پرسوناژها را درک می کردم.
وی افزود: ایشان نمایشنامه ای هم نوشتند و من در آن بازی کردم به اسم بختک که در کتاب اشتباها نوشته اند که مرحوم شکیبایی در آن بازی می کرده است. افتخار می کنم که در این کار که من کارگردانی آن را انجام دادم آقای شنگله بازی کردند. من همیشه به شنگله می گویم تو مرا به تئاتر کشاندی و در اداره هنرهای دراماتیک استخدام کردی و مرا از آن روال عادی زندگی وارد دنیای دیگری کردی که همه اش مهر و محبت و دوستی است.
این بازیگر پیشکسوت گفت: اعتقاد دارم که تئاتر دنیای صلح و دوستی و آزادی میان ملتهای جهان است. وی ضمن تشکر از از نویسنده کتاب اکسیر عشق و استاد پایان نامه اش امیرحسین آریان پورگفت: من تزم را با ایشان گرفتم و استاد بسیار بسیار بزرگی بودند و همیشه مرهون لطف استادانم هستم.
کشاورز ضمن بیان این مطلب که ما هر چه داریم از مردم سرزمینمان و فرهنگ سرزمینمان داریم، اظهار داشت: آقای شنگله همیشه به من می گفتند به ادبیات کهن مان رجوع کن و من این کار را کردم و پس از سال ها حالا می فهمم که معنای عشق چیست. آن زمان معنای عشق را نمی فهمیدم و عشق عبارت از دوست داشتن و دوست بودن است. و ما دیگر پیر شده ایم، چون پیر شدی حافظ، از میکده خارج شو. حالا باید کنار برویم دیگر نظاره گر مرگ باشیم.
وی در انتهای سخنانش خطاب به جوانان علاقمند به بازیگری گفت: معنای عشق را بفهمید، هنر را بفهمید و فضیلت هنر را. هنر تنها کافی نیست باید فضیلت هنر را شناخت. همانطور که کنفسیوس می گوید فضیلت هنر را باید شناخت و فضیلت علم را و فضیلت انسانیت و انسان دوستی را.
کشاورز کتاب من کتاب اکسیر عشق را به دخترش تقدیم کرد و گفت: او واقعا لایق این تقدیم بود و راهنمایی های زیادی در زندگی به من کرد. ضمنا از خانم پیرمند هم تشکر می کنم که به من لطف داشتند و مستندی از زندگی من ساختند.
در این مراسم طهمورث ساجدی، علیرضا بهنام، سهراب فتوحی، مریم روشن، امیر زنجانیان، یوسف علیخانی، محمد روشن، ترانه مسکوب، جلال سرفراز، فرزانه قوجلو ، سیروس علی نژاد، جمشید ارجمند، مه جبین مهاجر ، محمود فاضلی بیرجندی، ناهید طباطبایی، محمد گلبن، عباس جعفری، مریم شرافتی، فریبا میرشکرابی، حسینعلی طباطبائی، نسترن نسرین دوست، حمید جانی پور، پرویز جاهد حضور داشتند.







مادر علی حاتمی بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد

بر اساس یك نظرسنجی فیلم مادر زندهیاد علی حاتمی به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران با موضوع زن و نقش زنان در جامعه معرفی شد. دبیرخانه چهارمین جشنواره فیلم پروین اعتصامی طبق یك نظرسنجی از 130 چهره برجسته فرهنگی هنری مادر را با كسب اكثریت آراء به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران با موضوع زن و نقش زنان در جامعه انتخاب كرد.
در این نظرسنجی «باشو غریبه كوچك» بهرام بیضایی و «زیرپوست شهر» رخشان بنیاعتماد حائز رتبههای دوم و سوم شدند.
آیین اختتامیه جشنواره فیلم پروین اعتصامی در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار میشود و هیئت داوران متشكل از كمال تبریزی، رویا تیموریان، پریوش نظریه، محمدرضا اصلانی و وحید نصیریان برگزیدگان را معرفی میكنند. در این برنامه همچنین از فیلم مادر به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران تقدیر خواهد شد. منبع

آن سوی تاریكی پری زنگنه به زودی منتشر میشود

آنسوی تاریكی پری زنگنه مجوز انتشار گرفت. این كتاب دربارهی نابینایی و نابینایان ایران و جهان است و تاریخچهی نابینایان و مدرسههای نابینایان در دنیا و همچنین خاطرات زندگی پری زنگنه - هنرمند عرصهی موسیقی - را دربر میگیرد.
این هنرمند سالها مشغول نگارش این كتاب بوده است، كه پیشتر نام آنسوی نابینایی را بر آن نهاده بود و با تغییر نام، در چند روز آینده از سوی انتشارات كتابسرا منتشر خواهد شد. زنگنه قبلا گفته بود، این اثر بعد از انتشار در ایران، به انگلیسی نیز ترجمه خواهد شد.
من و آواز، دیگر كتاب این هنرمند است كه به خاطرات هنری او میپردازد. این كتاب دربارهی سرگذشت هنرستان عالی موسیقی، پایههای موسیقی كلاسیك در ایران، اولین خوانندگان كلاسیك غربی و تجربیات زنگنه دربارهی خوانندگی است، كه مشغول نگارش آن است.
آوای نامها از ایرانزمین (دربارهی اسمهای ایرانی) و حرفهایی بزرگ در كتابی كوچك از دیگر آثار منتشرشدهی پری زنگنه هستند. منبع




